ما باید خیلی زحمت بکشیم که جایگاه خودمان را در جهان دقیق تعریف کنیم، هم برای خودمان و هم برای اینکه از این دنیا استفاده کنیم. تلقیای که مااز این جهان داریم، بخشیاش مربوط به جنگ سرد است، بخشیاش هم تلقیات چپ است. ما خیلی تحتتاثیر تفکر چپ از تلقیات جهانی هستیم. افرادی هم که این نظریهها را میدهند مشاهداتشان بسیار محدود است. آنها یک بار کارخانههای آلمان و فرانسه یا انتخابات اتریش یا کلاسهای درس آکسفورد را ندیدهاند و نمیدانند این ذهنیتهایی که داریم خیلی قرابتی با واقعیتهای بیرون ندارد. عدم شناخت ما از جهان امروز، خیلی در تصمیمگیریهای ما اثر گذاشته است. تلقی رسانهای ما از جهان، جهانی شکستخورده است. این واقعیت بیرونی نیست. در سال گذشته میلادی، ۵/۳میلیارد نفر با هواپیما سفر کردند و سالانه ۵درصد به این تعداد اضافه میشود. اخیراً یک شرکت دارویی، شرکت دیگری را بالغ بر ۸۰میلیارد دلار خرید یعنی سه برابر درآمد فعلی نفت ما. تحول وسیعی در تولید روباتها در حال وقوع است بهطوریکه هر نُه روبات، کار ۱۴۰ کارگر تماموقت را انجام میدهد. فقط یک استان چین به نام Guandong سال گذشته میلادی ۶۱۵ میلیارد دلار صادرات داشت. تصور کنید چه دستگاه عظیم اداری، دولتی، بانکی، مالیاتی، گمرکی باید پشتیبان این سطح از تولید و صادرات باشد. فقط در سه ماه اول سال ۲۰۱۶، کشورهای عضو اتحادیه اروپا نزدیک به۳ تریلیون دلار تولید کردهاند و درآمد متوسط آلمانیها، ۱۵درصد افزایش یافته است.آموختن از این نظام بینالمللی بسیار کلیدی است و ما تا ساختار بنا نکنیم نمیتوانیم از امکانات خود، بهرهگیری کنیم. عدم آشنایی با جهان فنآوری، اقتصاد بینالملل، زبان خارجی و تمرکز بر بولتنخوانی به جای کتابخوانی و فقدان مشاهده مستقیم باعث شده تا مکاتب فکری ما قدیمی بمانند. روشهای تحلیل ما از محیط بیرونی محتاج تحول جدی است تا اینکه به ضرورت قرارداد اجتماعی و ساختارسازی پی ببریم. نویسندگان، خبرنگاران و دانشمندان علوم اجتماعی، مسئولیت سنگینی در تغییر مبانی شناختی ما دارند.
"دکتر محمودسریع القلم در مصاحبه با سیاست نامه شماره 2 و3"
اردکان لیبرالیسم...ما را در سایت اردکان لیبرالیسم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15